معنی لحمة

معنی لحمة

4 بازدید
[ لَ مَ ] (ع اِ) پاره ای از گوشت. (منتهی الارب). بضعة. مضغة. || پود کرباس. لُحمَة. (منتهی الارب). || گوشت پاره ای از صید باز که او را خورانند. (منتهی الارب). مسته. چشته.
[ لُ مَ ] (ع اِ) پود کرباس. (منتهی الارب). مقابل سدی، تار. اشتی. نیر. هدب. || گوشت پاره ای از صید باز که او را خورانند. (منتهی الارب). لَحمَة. چشته. مَستَه. ج، لُحَم. || لحمة جلدة الرأس؛ پوست سر که بگوشت نزدیک باشد. || خویشی و قرابت. (منتهی الارب). خویشاوندی : اسباب مواشجت و ممازجت میان جانبین مستحکم گشته و اواصر لحمت و دقایق قربت مستمر و مشتبک شده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۰۶). و او بسبب قرابت نسبت و اتشاج لحمت و مذلتی که بر طایع [خلیفه ] و خلع او رفت او را در کنف عاطفت و رحمت خویش گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۰۸).

کلمات هم‌قافیه با «لحمة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید