معنی لحمان
5 بازدید
[ لُ ] (ع اِ) جِ لحم. (منتهی الارب): قال الشیخ نجیب الدین الحبوب اسهل استمراءً و هضماً من اللحمان. (از بحر الجواهر).[ لَ ] (اِخ) (به معنی خوردنیها) نام شهری از یهودا (یوشع ۱۵:۴) و همان لحم است که بمسافت دو میل و نیم به جنوب بیت جبرین واقع است. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «لحمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر