معنی لحط
6 بازدید
[ لَ ] (ع مص) رشّ. آب پاشیدن. (منتهی الارب). آب و جارو کردن. آب زدن بر در سرای. (تاج المصادر). || سپوختن. || راندن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لحط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حط» برای سرودن شعر