معنی لحز
7 بازدید
[ لِ ] (ع ص) بخیل. || تندخوی. لَحِز. (منتهی الارب).[ لَ ] (ع مص) ستهیدن. (منتهی الارب).[ لَ حِ ] (ع ص) لِحْز. بخیل و تندخوی. (منتهی الارب).[ لَ حَ ] (ع مص) زفت و دشوارخوی گردیدن. (منتهی الارب). بخیل شدن. (تاج المصادر).
کلمات همقافیه با «لحز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حز» برای سرودن شعر