معنی لحامالذهب
4 بازدید
[ لِ مُذْ ذَ هَ ] (ع اِ مرکب) تنکار. (بحر الجواهر). لحام الذهب، صناعی او تنکار است و معدنی او در بورق مذکور شد. (تحفهٔ حکیم مؤمن). صاحب اختیارات بدیعی گوید: لزاق الذهب گویند و نیکوترین آن معدنی ارمنی بود آنچه معمول بود از بول کودکان بود و سرکه که در هاون مسین در آفتاب چندان میسایند که منعقد میشود و طبیعت آن گرم و خشک و حادّ و قابض و مسخن و معفنّ بود و لذاع بود نه سخت گوشت بگدازاند و در جراحتهای دشخوار بغایت نافع بود و پاک گرداند و لحام الذهب را تنکار الصاغة خوانند و نه شنجار است و صفت شنجار در شین گفته شد.
کلمات همقافیه با «لحامالذهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر