معنی لجی
6 بازدید
[ لُ / لِ جْ جی ی ] (ع ص نسبی) منسوب به لجة. بحر لجیّ؛ دریای بسیارآب. (منتهی الارب). دریای ژرف. (دهار). دریای فراخ. دریای ژرف و پرآب. (منتخب اللغات). دریای فراخ و دورفرود. دریایی که به تک آن نتوان رسید. دریای مغ. (ترجمان القرآن جرجانی).
کلمات همقافیه با «لجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر