معنی لجون
6 بازدید
[ لُ ] (ع مص) سرکش گردیدن ناقه. لَجان. || گران رفتن ناقه. (منتهی الارب). گران رو شدن شتر. (تاج المصادر).[ لَ جْ جو ] (اِخ) نام شهری به اردن، میان آن و طبریه بیست میل و به رملهٔ شهر فلسطین چهل میل است. بدانجا صخرهٔ گردی است در وسط شهر و بر آن قبتی است که برخی گمان برند مسجد ابراهیم باشد و زیر قبّه چشمه ای است بسیارآب... (معجم البلدان). از بلاد شام و مسجد حضرت ابراهیم بدانجاست. (سمعانی).[ لَ ] (ع ص) شتر سرکش گران رفتار. (مذکر و مؤنث در وی یکسان است). (منتهی الارب). استر گران رو. (مهذب الاسماء).[ لَ جْ جو ] (اِخ) نام چمنی به درازای شش میل. باطلاقی در زمستان و تابستان. (معجم البلدان).[ لَ جْ جو ] (اِخ) نام موضعی به راه مکه از جانب شام نزدیک تیماء. راعی در گفتهٔ خویش آن را لجان خوانده است : فقلت والحرّة الرّجلاء دونهم و بطن لجّان امّا اعتادنی ذکری صلی علی عزّة الرحمن و ابنتها لیلی و صلی علی جاراتها الاخر. (معجم البلدان). || نام موضعی نزدیک برکه میان راه شام به حجاز. (ابن بطوطة).
کلمات همقافیه با «لجون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر