معنی لجباز
3 بازدید
[ لَ ] (نف مرکب) لجوج. ستهنده. ستیهنده در رای خود. مستبد به رأی. یک دنده. یک پهلو. عنود. ستیزه کار. خیره.
کلمات همقافیه با «لجباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر