معنی لجب
6 بازدید
[ لَ جِ ] (ع ص) جیش لجب؛ لشکر با فغان و شور و غوغا. جیش ذولجب. (منتهی الارب). لشکر با بانگ. (مهذب الاسماء). - سحاب لجب؛ ابر با بانگ. (منتهی الارب).[ لَ جَ ] (ع اِ)بانگ و فریاد. (منتهی الارب). لجب العسکر؛ بانگ لشکر. (مهذب الاسماء). || (مص) بانگ و فریاد کردن. (منتهی الارب). بانگ کردن به انبوهی. (تاج المصادر) (زوزنی). || پریشان و مضطرب شدن موج دریا. گویند: بحرٌ ذولجب؛ اذا سمع اضطراب امواجه. (منتهی الارب). تلجیب. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «لجب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جب» برای سرودن شعر