معنی لثی
5 بازدید
[ لَ ثا ] (ع اِ) شلم تنک که از درخت بچکد. شلم یعنی کتیرای درخت طلح. || نمی است سپید که بر درختها افتد و بسته گردد. || سطبر و لزج از چربش و شیر و مانند آن. || چرک و ریم جامه. (منتهی الارب).[ لَ ثی ی ] (ع ص) حریص بر خوردن صمغ. (منتهی الارب).[ لَ ثْ یْ ] (ع مص) اندک اندک آب خوردن. || سخت لیسیدن دیگ را. || ریم و چرک آلودن جامه را. (منتهی الارب).[ لِ ثَنْ ] (ع اِ) جِ لِثة. (منتهی الارب).[ لَ ثَنْ ] (ع مص) نمناک گردیدن درخت. || شلم روان شدن از درخت. یعنی صمغ جاری شدن از درخت. || پا سپردن ذی اخفاف آب یا خون را. (منتهی الارب). || نمناک شدن جامه و جز آن. (منتهی الارب). تر شدن جامه و جز آن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «لثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر