معنی لتکا
6 بازدید
[ لُ ] (روسی، اِ) (در تداول بعضی نقاط سواحل دریای خزر) قایق. کرجی. بلم. فقه. طراده. زورق. قارب. لتکه. غراب.[ ] (اِ) (به لهجهٔ طبری) باغچه.
کلمات همقافیه با «لتکا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کا» برای سرودن شعر