معنی لتلت
5 بازدید
[ لَ لَ ] (ص مرکب) لخت لخت. پاره پاره : جغد که با باز و با کلنگان پرد بشکندش پر و مرز گردد لت لت. عسجدی . ... دارد چو... خواجه ش لت لت ریشی دارد چو ماله آلوده به بت. عماره (از لغت نامهٔ اسدی).
کلمات همقافیه با «لتلت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر