معنی لتر
6 بازدید
[ لَ تَ ] (اِ) مقداری است و آن به وزن نیم من تبریز باشد که سیصد مثقال است. || ظرفی را گویند که در آن شراب و غیره کنند. (برهان). رطل معرب آن است. (جهانگیری).[ لَ ] (اِخ) نام دهی جزء دهستان رودبار بخش معلم کلایهٔ شهرستان قزوین، واقع در سه هزارگزی شمال معلم کلایه. دارای ۱۵۲ تن سکنه. شیعه تاتی فارسی زبان. آب از چشمه. محصول آنجا غلات و لوبیا و گردو و عسل و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و گلیم بافی و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ لُ تِ ] (اِخ) دوک ساکس. امپراطور آلمان (۱۱۲۵ -۱۱۳۷ م.). مولد سوپلین بورگ در حدود سال ۱۰۶۰ م.[ لُ تِ ] (اِخ) پسر لوئی دوترمر و ژربرژ. پادشاه فرانسه (۹۵۴ -۹۸۶ م.). مولد به سال ۹۴۱ م.
کلمات همقافیه با «لتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر