معنی لتام
6 بازدید
[ ] (اِ) جنگ (؟) مبارزه (؟): به لتام آمده زنبیل و لتی خور [ د ] بلنگ لتره شد لشکر زنبیل و هبا گشت کنام. محمدبن وصیف سکزی (از تاریخ سیستان ص ۲۱۰). || ذمّ (؟) بدنامی (؟): مدحت از گفتار شاعر محمل صدق است و کذب صدق در حق کرام و کذب در حقِ لآم شاعر آن درزیست داناکو به اندام کریم راست آرد کسوت مدحت بمقراض کلام گر لئیمی پوشد آن کسوت بچشم اهل عقل هست بر پوشنده بی اندام و بر درزی لتام. سوزنی. و ناصرخسرو بیتی دارد در قافیهٔ آن لطام با «طاء» آمده و شاید اصل با تاء منقوطه بوده نه از لطمهٔ عربی : با آبروی تشنه بمانی از آب جوی به چون ز بهر آب زنی با خران لطام.
کلمات همقافیه با «لتام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر