معنی لتء
6 بازدید
[ لَ تْ ءْ ] (ع مص) دور کردن چیزی را. راندن. || گذشتن. || انداختن تیر. || آرمیدن با زن. || کم کردن. || تیزدادن. || پلیدی انداختن. || تیز نگریستن. || زادن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لتء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر