معنی لب به لب
10 بازدید
[ لَ بِ لَ ] (ص مرکب) (در تداول عوام) لبالب. پر تا لبه. مالامال. پر. رجوع به لبالب شود: پی دشمنان پخت آشی عجب ز ماهیچه دکان شده لب به لب. میرزا طاهر وحید (در توصیف شمشیرگر، از آنندراج). - لب به لب شدن؛ پر شدن. مالامال شدن.
کلمات همقافیه با «لب به لب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر