معنی لبکة
6 بازدید
[ لَ کَ ] (ع اِ) چیز آمیخته. (منتهی الارب). لبک.[ لَ بَ کَ ] (ع اِ) لقمه یا پاره ای از اشکنه. یقال ما ذُقت عنده عبکة و لا لبکة. (منتهی الارب). پارهٔ ثرید. (مهذب الاسماء). || طعامی است که خرما و روغن و پینو را بشورانند و گاهی بجای پینو پِسْت ریزند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لبکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر