معنی لبدیسان

معنی لبدیسان

6 بازدید
[ لَ ] (اِ مرکب) یا تیرهٔ نعناعیان. گیاهان این تیره همه علفی و بحالت خودرو در مزارع و کوه ها و صحاری میرویند. یکی از علائم شناسائی آنها کرکهای مخصوصی است که بر روی برگهای آن دیده می شود و بر روی این کرکها کیسهٔ کوچکی است که پردهٔ نازکی آن را پوشانده و در آن کیسه اسانسهای معطر قرار گرفته که اگر دست به برگها برسد پرده پاره شده اسانس پراکنده میشود بسیاری از گیاهان این تیره را برای استفاده بمقدار زیاد میکارند. برگهای آنها همه ساده و متقابل و پوشیده از کرکهای اسانسی است. ساقهٔ آنها چهارگوشه و در مقطع آن یک استوانهٔ مرکزی و یک حلقه پوستی است که در چهار گوشهٔ آن کلانشیم بسیار تشکیل یافته است. گلهای آن نامنظم و اندکی شبیه به میمونیان است. کاسهٔ آنها دارای پنج کاسبرگ بهم چسبیده است که دو عدد آنها که در پایین قرار گرفته اندکی بلندترند. جام آنها به شکل لوله ای است که پنج دندانه دارد سه دندانهٔ پائین بلندتر و دو دندانهٔ بالا کوتاهتر و تشکیل دو لب نامساوی میدهند به این جهت است که آنها را لبدیس نامیده اند. پرچمهای آنها به داخل گلبرگها چسبیده و شمارهٔ آنها چهار است. مادگی آنها دارای دو خانه است که هر یک دو تخمه دارند و پس از رسیدن در تخمدان آنها چهاردانه جداگانه ساخته میشود. این تیره از حیث گلها مانند میمونیان و از حیث تخمدان شبیه گاوزبانیان میباشند. جنس های مهم این تیره از اینقرارند: ۱- پودنه ۲- آویشن شیرازی ۳- آویشن کوهی ۴- فرنجمشک ۵- مریم گلی ۶- مریم نخودی ۷- اکلیل الجبل ۸- مرزنگوش ۹- بادرنجبویه ۱۰- زوفا ۱۱- مرزه ۱۲ -گزنه سفید۱۳ -اسطوخودوس ۱۴ -ریحان سبز. مورد استعمال نعنائیان: اگر چه بعض از نعنائیان در نقاط مرطوب میرویند ولی اغلب آنها در نقاط خشک دارای اسانس های تندتر و بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند. اسانس های آنها محرک، مقوی قلب و گاهی جوشاندهٔ آنها بعنوان محرق و سائیدهٔ آنها برای تقویت جهاز هضم بکار میرود. اسانس های آنها بنام تیمول و مانتل و لاواند در داروسازی مصرف بسیار دارد. (گیاه شناسی گل گلاب صص ۲۴۶ -۲۴۹).

کلمات هم‌قافیه با «لبدیسان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید