معنی لبخة
6 بازدید
[ لَ بَ خَ ] (اِ) درختی است بزرگ شبیه درخت چنار، بارش کوچک و سبز شبیه خرما شیرین اما ناخوش بوی و مزهٔ برگش مایل به درازی، چوبش را اگر کسی بشکند و بوی کند خون از بینی او جاری گردد. دو تخمهٔ آن را چون با هم منضم کنند هر دو التیام پذیرد و یک گردد. و عن اباقل الحضرمی: قال بلغنی ان نبیاً شکی الی اللََّه تعالی الحفر فی اسنانه فاوحی الیه ان کل اللبخ. قیل کان سماً بفارس فنقل الی مصر فزالت سمیته. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لبخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر