معنی لباشن
4 بازدید
[ لَ شَ ] (اِ) حلقهٔ ریسمانی باشد که بر چوبی نصب کنند و لب بالای اسبان و خران بدفعل را در آن ریسمان نهاده تاب دهند تا عاجز شوند و حرکات ناپسند نکنند. (برهان). لویشه. لبیش. لبیشه. لواشه. لباشه. لباچه.
کلمات همقافیه با «لباشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر