معنی لبار
5 بازدید
[ ] (اِ) شیر. اسد (به لغت مردم گیلان): ابوالحسن کوشیاربن لبان و یروی لبار و لبار بلغة الجیل الاسد. (تتمهٔ صوان الحکمة ص ۸۳).
کلمات همقافیه با «لبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر