معنی لایزال
7 بازدید
[ یَ ] (ع ص مرکب) (از: لا +یزال) جاوید. پایدار. دائم. ابدی. سرمدی. بی زوال : بنده چون خداوند خود نباشد نه چیز زوالی چو لایزالی.ناصرخسرو. ولیکن ز خر بارش افتاد و ماند گرانبار بر پشت تو لایزال.ناصرخسرو. آنکه پس از این همیشه باشد. صاحب غیاث اللغات گوید: در صفت حق تعالی واقع شود. بجهت اظهار کمال بی زوال او یعنی الحال بی زوال است و در استقبال هم بی زوال خواهد ماند. (غیاث): نیست پنهان آفتاب لایزال ذره ای تو خویش را اقرار کن.عطار. ناگزیر جملگان حیّ قدیر لایزال و لم یزل فرد بصیر.مولوی. همه تخت و ملکی پذیرد زوال بجز ملک فرمانده لایزال.سعدی. چون موسی بر لم یزل و لایزال حکمی کرد که او را استحقاق نبود داغ حرمان بر جبین خیال او نهادند. (مجالس سعدی).
کلمات همقافیه با «لایزال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر