معنی لایح
7 بازدید
[ یِ ] (ع ص) لائح. آشکار. پیداشونده. (غیاث). درخشان: سیماء صلاح از بشرهٔ ایشان لایح بود. (حبیب السیر از یادداشت های دهخدا).
کلمات همقافیه با «لایح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر