معنی لایجوز
7 بازدید
[ یَ ] (ع جملهٔ فعلیه، ص مرکب) (از: لا +یجوز) که روا نباشد. که جایز نیست. ناجایز. ناروا: یجوز و لایجوزستش همه فقه از جهان لیکن سرا یکسر ز مال وقف گشتستش چو جوزائی. ناصرخسرو. هرچه کان گفت لایجوز چنین آن دگر گفت عندنا لابأس.ناصرخسرو. دانهٔ دین ز لایجوز و یجوز سیر شیرش نکرده بود هنوز.سنائی. صوفی و عشق در حدیث هنوز سلب و ایجاب و لایجوز و یجوز.سنائی.
کلمات همقافیه با «لایجوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر