معنی لاکپشت
5 بازدید
[ پُ ] (اِ مرکب) باخه. اسم فارسی سلحفاة است. (فهرست مخزن الادویه). سوراخ پا. سولاخ پا. لاک. سنگپشت. کاسه پشت. کشتوک. کشف. کشو. شیلونه. خشک پشت. اولاکو (در دیلمان و گیلان). به هندی کچهوا گویند. (غیاث). چلچله (برهان، ذیل همین لغت). پوست لاک پشت دریائی یا صحرائی را رق گویند. (لغت محلی شوشتر، ذیل رق).
کلمات همقافیه با «لاکپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر