معنی لاکتراشان
6 بازدید
[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان قره طقان بخش بهشهر شهرستان ساری. واقع در نوزده هزارگزی باختری بهشهر و چهار هزارگزی شمالی راه شوسه بهشهر به ساری. دشت، معتدل، مرطوب و مالاریائی دارای ۲۱۰ تن سکنهٔ شیعه مازندرانی و فارسی زبان. آب آن از رودخانهٔ نکا، محصول آنجا برنج و غلات و پنبه و صیفی. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). نام دیهی به فرح آباد مازندران. (مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۲۰ بخش انگلیسی).[ تَ ] (اِخ) نام دهی از دهستان کلیجان شهرستان شهسوار واقع در ۴۸ هزارگزی جنوب باختری شهسوار. کوهستانی، سردسیر، دارای ۱۳۵ تن سکنه شیعه، گیلکی و فارسی زبان، آب آن از چشمه سار، محصول آن گندم و سیب زمینی و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آنجا مالرو و صعب العبور است و در زمستان بیش از هفت خانوار سکنه ندارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «لاکتراشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر