معنی لاچین

معنی لاچین

7 بازدید
(ترکی، اِ) در ترکی شاهین شکاری را گویند. (غیاث). || نامی از نامهای مردان و به معنی بنده ظاهراً از مجعولات شعوری است.
(اِخ) ظاهراً نام محلی است. لکن این بیت در فهرست شاهنامهٔ ولف در لاچین و گردکوه نیست : هزاران سواران ایران گروه ز لاچین دلیران ابر گرد کوه. فردوسی.
(اِخ) رجوع به حسام الدین لاچین منصور شود.
(اِخ) غلام ملک اشرف پسر تیمورتاش بن چوپان. از امرای قرن هشتم. رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۱۷۹ و حبیب السیر ج ۲ ص ۸۶ شود.
(اِخ) امیر سیف الدین محمود شمسی. پدر امیرخسرو دهلوی مشهورترین شاعر فارسی زبان هندوستان. لاچین از ترکان ختائی ترکستان بود و در استیلای مغول از بلخ به هند رفت و در خدمت شمس الدین التتمش درآمد و به امیر سیف الدین محمود شمسی مشهور گردید. و به سال ۶۵۸ هـ . ق. وفات یافت. (تاریخ مغول ص ۵۴۶).

کلمات هم‌قافیه با «لاچین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید