معنی لاوی

معنی لاوی

4 بازدید
(اِخ) نام یکی از دوازده سبط یعقوب. نام پسر سومین یعقوب است از لیئه و جهت نامیده شدنش به این اسم این بود که گفت الان شوهرم با من قرین خواهد شد (پیدایش ۲۹:۳۴) علی الجملة لاوی و برادر وی شمعون بودند که انتقام خواهر خود دینه را کشیدند (پیدایش ۳۴:۲۵ -۳۱) از این جهت یعقوب ایشان را توبیخ و ملامت کرد (پیدایش ۴۹:۵ -۷) لکن چون اولاد لاوی در مورد گوساله طلائی از برای خداوند غیرت کشیدند بدان واسطه آن ملامت به برکت تبدیل یافت (خروج ۳۲:۲۶ -۲۹) لاوی سه پسر تولید کرد جرشون و قهات و مراری و در مصر جهان را بدرود گفت در حالی که ۱۳۷ سال از عمرش گذشته بود (خروج ۶:۱۶) (قاموس کتاب مقدس). صاحب قاموس الاعلام گوید: سومین پسر یعقوب و از «لیا» زاده بود و ۱۳۷ سال از ۲۱۱۷ تا ۱۹۸۰ و بروایتی از ۱۷۴۸ تا ۱۶۱۱ ق. م. بزیست. وی جد اعلای موسی و هارون است و در میان موسویان ریاست روحانی با اولاد لاوی است... حمداللََّه مستوفی گوید: لاوی نیای سوم موسی است بدینگونه: موسی بن عمران بن مماث بن لاوی بن یعقوب. (تاریخ گزیده ص ۴۲).
[ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به لاوی پسر یعقوب. رجوع به لاویان و بنی لاوی شود.
(اِخ) نام دو نفر از اجداد عیسی مسیح. (قاموس کتاب مقدس).
(اِخ) نام اصلی متی است. (قاموس کتاب مقدس).
(اِخ) پسر قسطنطین. از ملوک روم شرقی. مدت ملکت وی پنج سال بوده است. (مجمل التواریخ و القصص ص ۱۳۷).
(اِخ) نام یکی از شاهان روم شرقی پس از هرقل به روزگار امویان. مدت ملکت وی سه سال بوده است. (مجمل التواریخ و القصص ص ۱۳۷).
(اِخ) از شاهان روم شرقی مُلک وی اندر آخر ملوک بنی امیه بیست وپنج سال بود. (مجمل التواریخ و القصص ص ۱۳۷).
(اِخ) پرُوَنسال. مستشرق فرانسوی صاحب کتاب «اسپانیای مسلمان در قرن دهم میلادی». (الحلل السندسیة ج ۱ و ۲).
(اِخ) نام دیهی میان بیسان و نابلس. گورلاوی پسر یعقوب بدانجا و نام این ده از نام اوست. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «لاوی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید