معنی لاورکبکان

معنی لاورکبکان

5 بازدید
[ وَ کَ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های نه گانهٔ بخش خورموج شهرستان بوشهر محدود از شمال به دهستان ساحلی بخش اهرم؛ از جنوب به رودخانهٔ مند؛ از خاور به ارتفاعات مند و از باختر به خلیج فارس. این دهستان در جلگهٔ باریک ساحلی بین دریا و ارتفاعات مند قرار گرفته هوای آن گرم و مرطوب و مالاریائی. آب مشروب آن از باران و چاه. زراعت آنجا بطور کلی دیمی و محصولات آن غلات و جزئی خرمای دیمی. شغل اهالی زراعت و صید ماهی و بَلم رانی. صنعت دستی عبابافی است (به عربی هم آشنائی دارند). این دهستان از ۱۶ آبادی تشکیل شده و نفوس آن در حدود ۴۹۰۰ نفر و قراء مهم آن عبارت است از: زیارت. کردوان علیا و سفلی. چاه حسین جمال. شیخیان. هدکان. کلات. مرکز دهستان قریهٔ لاورکبکان است و راه شوسهٔ سابق بوشهر به لنگه از این دهستان میگذرد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ وَ کَ ] (اِخ) دهی مرکز دهستان لاور کبکان بخش خورموج شهرستان بوشهر. واقع در ۵۴ هزارگزی جنوب خورموج و ساحل خلیج فارس و باختر کوه مند. گرمسیر و مالاریائی دارای ۶۱۲ تن سکنه. آب آن از چاه، محصول آن غلات و خرما. شغل اهالی زراعت و ماهیگیری و راه آن فرعی است و بدانجا گارد مسلح گمرک و پست باشد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «لاورکبکان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید