معنی لاواللََّه

معنی لاواللََّه

6 بازدید
[ وَلْ لاه ] (ع ق مرکب) نه بخدا. نه سوگند با خدای. قید نفی است بجای هرگز و ابداً: هرچه در شرط جوانمردی باشد بدهد هیچکس دیده جوانمرد چنین، لاواللََّه. فرخی. لاواللََّه کاین بساط معمور نطعی است که نیست قطع ازو دور.نظامی. سرو می گفت که من همسر بالای توام گفت گل قد تو و قامت او لاواللََّه. نجیب الدین جرفادقانی. کسی آزار درویشان تواند جست لاواللََّه که گر خود زهر پیش آری بود حلوای درویشان. سعدی. مگر آن درم ها را دزد برد؟ گفت لاواللََّه بدرقه برد. (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «لاواللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید