معنی لانیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) لاندن. جنبانیدن و افشانیدن. (برهان): پیش من چونکه نجنبدت زبان هرگز خیره پیش ضعفا چونکه همی لانی. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «لانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر