معنی لانو
7 بازدید
(اِخ) دهی از دهستان دوغانی بخش حومهٔ شهرستان قوچان واقع در ۵۹ هزارگزی جنوب جاده شوسهٔ عمومی قوچان به مشهد. کوهستانی، معتدل دارای ۱۶۵ تن سکنه، شیعه، کردی قوچانی زبان. راه آن مالرو. آب آن از قنات. محصول آن تریاک و غلات و شغل اهالی زراعت است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).(اِخ) دهی از دهستان طبس مسینا، بخش درمیان، شهرستان بیرجند. واقع در ۴۸ هزارگزی جنوب خاوری در میان، و ۳۳ هزارگزی شمال خاوری دُرُح کوهستانی، گرمسیر، دارای ۴۶۶ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و شلغم و چغندر. شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).(اِخ) فرانسوا دو. مشهور به برا دُ فر (آهنین بازو) کاپیتن فرانسوی. مولد قرب نانت. وی در ایوری با هانری چهارم بجنگ پرداخت. (۱۵۳۱-۱۵۹۱ م.).
کلمات همقافیه با «لانو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر