معنی لام کردن
4 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) دوتا شدن و رکوع بقصد تعظیم : بر در تو چو ببیند خدمت را حاسد لامها کرده، ز غم با قد چون نون گذرد. رضی الدین نیشابوری. رجوع به لام شود.
کلمات همقافیه با «لام کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر