معنی لامرد
5 بازدید
[ مَ ] (اِخ) دیهی به فارس دوازده فرسنگ میانهٔ جنوب و مشرق گله دار. (فارسنامهٔ ناصری). دهی مرکز دهستان تراکمهٔ بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب خاوری کنگان کنار راه فرعی لار به گله دار. جلگه، گرمسیر، مالاریائی. دارای ۵۱۰ تن سکنه. شیعه. فارسی زبان. آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات و پیاز و انار و شغل اهالی آن زراعت است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «لامرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر