معنی لالنگ
8 بازدید
[ لَ ] (اِ) زله و آن طعامی است که مردم فرومایه از مهمانیها بردارند و نان پاره های گدائی را نیز گویند. (برهان). نان پاره و طعامهائی که گدایان از مهمانیها و سفره ها جمع کنند. زله و پس خورده. (غیاث): مرثیه سازم که مردی شاعرم تا از اینجا برگ و لالنگی برم.مولوی. پاره های نان و لالنگ طعام در میان کوی یابد خاص و عام.مولوی.
کلمات همقافیه با «لالنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر