معنی لاقطالذهب
6 بازدید
[ قِ طُذْ ذَ هَ ] (ع اِ مرکب) سنگی زرد است به سنگ زر نماید نشانش چون زر به سوهان برند و با خاک برآمیزند و آن سنگ را در آن خاک بمالند آن پاره ها را بخود جذب کند. (نزهةالقلوب).
کلمات همقافیه با «لاقطالذهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر