معنی لاقط
5 بازدید
[ قِ ] (ع ص) رفوگر. || بندهٔ آزاد کرده و ماقط بندهٔ لاقط و ساقط بندهٔ ماقط و منه بنو ساقطبن ماقطبن لاقط. (منتهی الارب). || چیننده. برچیننده. از زمین برگیرنده.
کلمات همقافیه با «لاقط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قط» برای سرودن شعر