معنی لافظة
7 بازدید
[ فِ ظَ ] (ع ص، اِ) دریا (مجازاً). (مهذب الاسماء). دریا بدان جهت که بیرون اندازد جواهر و عنبر و جز آن را (ویستعمل بالالف و اللام و بدونهما) (منتهی الارب). || خروه. (مهذب الاسماء). خروس بدان جهت که دانه را به منقار خود بردارد و پیش ماکیان اندازد. || کبوتر و هر مرغ که چوزه را به دهان خورش دهد بدان جهت که دانه از شکم بیرون آورد و خوراند. || گوسپند که چون بدوشیدن خوانند نشخوار بیندازد و شادان پیش آید. (منتهی الارب). || سنگ آس. (مهذب الاسماء). آسیا. و از یکی از این مذکورات است قولهم اسمح من لافظة؛ و الهاء للمبالغة. || دنیا بدان جهت که هر چه در آن است به سوی آخرت دفع کند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لافظة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظة» برای سرودن شعر