معنی لافت
6 بازدید
[ فِ ] (اِخ) جزیره ای است به بحر عمان، میان این دریا و هجر و آن جزیرهٔ بنی کاوان باشد که عثمان بن ابی العاصی الثقفی به روزگار عمربن الخطاب بگشود و از آنجا به فارس رفت و شهرهای آن فتح کرد. عثمان را بدین جزیره مسجدی است معروف. لافت از آبادترین جزایر بحر و بدان جا قری و چشمه ها و عمارات بوده است. اما بدین روزگار (عهد یاقوت) که من سفر دریا کردم و بارها به کشتی درآمدم از آن چیزی نشنیدم. (معجم البلدان).[ فِ ] (ع ص) نعت فاعلی از لفت به معنی روی گردانیدن از کسی و او را از رأی و ارادهٔ وی برگردانیدن. (از منتهی الارب): ثقاة من الاخوان یصفون ودّه و لیس لما یقضی به اللََّه لافت. ابواحمد یحیی بن علی منجم.
کلمات همقافیه با «لافت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر