معنی لافآوردن
5 بازدید
[ وَ دَ ] (مص مرکب) بزرگ منشی نمودن. تکبر: پیاده شود مردم رزمجوی سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی.فردوسی. جواب داد که با ما سخن دراز مکن میار لاف و بهانه مجوی و قصه مخوان. سلمان ساوجی.
کلمات همقافیه با «لافآوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر