معنی لاغربدن
[ غَ بَ دَ ] (ص مرکب) نزار. لاغرجسم. لاغرتن: ذبأة؛ دختر لاغربدن ملیح و نمکین سبک روح. عنفص؛ زن لاغربدن بسیارحرکت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لاغربدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر