معنی لاعی
6 بازدید
(ع ص) بددل. بیمناک که ادنی چیزی در فزع آرد او را. || لیسنده. گویند: مابها لاعی قروٍ؛ ای من یَلحس عُسّاً؛ معناه مابها احد. (منتهی الارب). ما بالدار لاعی قرو؛ ای احد. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «لاعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر