معنی لاطع
6 بازدید
[ طِ ] (ع ص) نعت فاعلی از لطع بمعانی به چوب دستی زدن و لیسیدن و پیش پای بر سپس کسی زدن و محو کردن نام کسی را و ثابت کردن آن و بر چشم طپانچه زدن و بر هدف رسانیدن تیر و همهٔ آب چاه خشک شدن. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لاطع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طع» برای سرودن شعر