معنی لاسگری
5 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) ابریشم تابی : با دیلمان به لاسگری اشتلم کند گرداند و نداند آن شوخ روی شنگ.سوزنی.
کلمات همقافیه با «لاسگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر