معنی لاسجرد
6 بازدید
[ جِ ] (اِخ) نام محلی کنار راه تهران به سمنان میان حیدرآباد و مهدی قلیخان در ۱۸۹۲۰۰ گزی تهران. دهی از دهستان سرخه بخش مرکزی شهرستان سمنان. واقع در ۳۴ هزارگزی جنوب باختری سمنان کنار شوسهٔ سمنان به طهران. جلگه، معتدل خشک. دارای ۱۲۰۰ تن سکنه، زبان فارسی و سمنانی. آب آن قدری تلخ و از قنات. محصول آن غلات و پنبه و انگور و انار و خربزه، شغل مردان زراعت و مختصر گله داری. صنایع دستی زنان کرباس بافی. مزارع: اسدآباد و امیرآباد، اسفرزنه، باریک آب. بخش آباد، تیژور، حاجی آباد، حسن آباد، صفائیه، سعیدآباد. قادرآباد، بره کیان، لهرو، چاله دان جزء این قصبه منظور شده است. رباط شاه عباسی از آثار دورهٔ صفویه و دبستانی دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ جِ ] (اِخ) قریه ای بزرگ در شمال اراک (سلطان آباد).
کلمات همقافیه با «لاسجرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر