معنی لارک
4 بازدید
[ رَ ] (اِخ) از جزائر خلیج فارس، دارای معدن اُکسید دُفر. و آن نزدیک به هفت فرسخ جنوبی بندرعباس است. در ازای آن از دو فرسنگ بیشتر است و پهنای آن از دو فرسخ کمتر و آب شیرین جزیره از برکه است. (فارسنامهٔ ناصری).[ رَ ] (اِخ) موضعی در «میان سی» از هزارجریب مازندران. (مازندران و استراباد رابینو ص ۱۲۴ بخش انگلیسی).[ رَ ] (اِ) درختی جنگلی. رجوع به موتال و کهل و نیز رجوع به لرک شود.
کلمات همقافیه با «لارک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر