معنی لاروب
6 بازدید
(نف مرکب) روبندهٔ لای و گل. پاک کنندهٔ گل و لای رودخانه و قنات و غیره. - کشتی لاروب؛ کشتی پاک کنندهٔ گل و لای رودخانه. - لاروب کردن ؛ لاروبی. پاک کردن گل و لای قنات یا چاه و غیره.(اِخ) نام دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان. واقع در یازده هزارگزی جنوب باختری لنده مرکز دهستان. دارای ۷۰ تن سکنه. زبان اهالی فارسی و لری. شغل آنان زراعت و حشم داری. صنایع دستی و قالیچه و جوال و گلیم بافی. راه آنجا مال رو و محصول آن غلات و انجیر و لبنیات و پشم و انار است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «لاروب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر