معنی لارنده
4 بازدید
[ رِ دَ ] (اِخ) قره مان در آسیای صغیر. (دمشقی). رجوع به قره مان شود. از نواحی قونیه است و سلطان ولد فرزند مولانا جلال الدین محمد مولوی در این شهر به دنیا آمده است. حافظ ابرو در ذیل جامع التواریخ گوید: لارنده (کوه) از محکمترین قلاع آسیای صغیر که امیراعظم تیمورتاش برای اقامت خود اختیار کرد: چو لارنده دز در جهان کس ندید چو بر آسمان نردبان کس ندید به پهنا به بالا جهانی دگر به روی زمین آسمانی دگر. (از ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۱۳۷).
کلمات همقافیه با «لارنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر