معنی لادغ
4 بازدید
[ دِ ] (ع ص) نعت فاعلی از لدغ به معنی گزیدن. (از منتهی الارب). گزنده. || نام مرضی است. (منتخب اللغات). نام دردی است که پوست را میگزد چنانکه مار و کژدم میگزد. (غیاث): خشن و لادغ است و اعیائی خدری و ممدد و حکاک. فراهی (نصاب الصبیان). بعض شارحان نصاب نوشته اند که به ذال معجمة و عین مهمله نام دردی است که صاحبش پندارد که کسی از آتش می سوزد. رجوع به لاذع شود.
کلمات همقافیه با «لادغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دغ» برای سرودن شعر