معنی لاخی

معنی لاخی

6 بازدید
(ع ص) صادق. خالف. وافق و صانع (ضد). (معجم متن اللغة).
(اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. واقع در ۲۴ هزارگزی شمال خاوری قاین و ۱۴ هزارگزی شمال راه اتومبیل رو قاین به رشخوار. جلگه، گرمسیر، دارای ۶۵ تن سکنه شیعه. فارسی زبان. آب آن از قنات. محصول آن غلات و شلغم، و تریاک، شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی. و راه آنجا مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
(اِخ) دهی از دهستان جلگه زوزن بخش خواف، شهرستان تربت حیدریه. واقع در ۱۱۸ هزارگزی جنوب باختری زوزن و ۱۳ هزارگزی باختر راه شوسه عمومی رود به قاین. دامنه، گرمسیر، دارای ۱۴۵ تن سکنه، شیعی، آب آن از قنات و راه آن مالرو و محصولش غلات و شلغم و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «لاخی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید